دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )
81
تاريخ ايران ( دوره صفويان ) ( فارسي )
در ميان غلامان خاصه ، سپاه ثانوى ديگرى نيز وجود داشت بهنام تفنگچيان كه پيشتر در دوره شاه طهماسپ اول با شمارى اندك تشكيل شده بود . اينها از ميان عناصر قومى متفاوت ، از ميان فرزندان روستايى ايران ، اعراب و تركمانان انتخاب مىشدند . افزونبرآن سپاه توپچيان بودند كه ايرانيان چندان علاقهاى بدان نداشتند . با اينكه صفويان در كار محاصره از توپچيان بهرهاى وافى مىبردند ، ولى در ميدان جنگ نمىتوانستند از توپخانه استفادهاى بهسزا ببرند . معروفست كه سررابرت شرلى از ماجراجويان انگليسى ، توپخانه را در ايران رواج داده است . او در سال 1598 م . همراه برادرش سرآنتولى و تعدادى ديگر از اروپائيان وارد دربار ايران شد . فىالواقع شاه عباس در امر اصلاحات نظامى از مشاورت اين شخص بهره گرفت و اللهورديخان از راهنمايىهاى او در بازسازى سپاه برخوردار شد . رابرت شرلى همچنين بر توليد قطعات توپخانه و كلا توپريزى نظارت داشت . ولى او با رواج توپخانه در ايران نتوانست كارى از پيش ببرد چون ايرانيان از مدتها پيش با آن آشنا بودند « 1 » . در اواخر سده دهم / شانزدهم شمار سپاهيان شاه به اضافه قزلباشان بالغ بر سىوهفتهزار نفر بودند . تركيب اين سپاهيان عبارت بود از : ده هزار نفر غلامان خاصه ، سه هزار نفر محافظان مركب از قوللرها ، دوازده هزار نفر تفنگچى و دوازده هزار نفر توپچى . دسته توپچىها با 500 عرّاده توپ مجهز شده بودند « 2 » . از ويژگيهاى شاخص اين تشكيلات جديد عدم وابستگى و علقه آنها به تشكيلات قبيلهاى و عدم فرماندهى آنها از سوى اشرافيت نظامى تركمانان بود . بهعلاوه مستمرى آنها مستقيما نه از بودجه نظامى مثل قزلباشان بلكه از خزانه شاهى پرداخت مىشد . تكميل اين اصلاحات نظامى و ديوانى قبل از ثمررسانى ، سالها طول كشيد . شاه عباس اول در آغاز زندگى خود و در بحران نظامى ابتداى سلطنتش طرفى از آن نبست . آنچه در آغاز ضرورى مىنمود اتخاذ تصميمات هوشمندانه سياسى بود - كه در گام اول صلح با عثمانيان بود يعنى كارى كه پذيرش آن براى شاه بسيار دشوار مىنمود - امّا شاه عباس چون تا زمانى كه ايالات در شورش بودند و ازبكان خراسان را اشغال كرده بودند ، اميد پيروزى عثمانيان را نداشت ، بنابراين صلح تنها وسيلهاى بود كه دست او را در كارها و رفع مشكلات ديگر بازمىگذاشت . در زمان جلوس شاه جديد به تخت شاهى ، سپاهيان عثمانى كه پيشتر نواحى وسيعى از سرزمين ايران را در زمان سلطنت محمد خدابنده ( بخشهايى از آذربايجان ازجمله تبريز ،
--> ( 1 ) - سيورى ، « اسطوره شرلى » . ( 2 ) - ارقام از سيورى است در « ايران دورهء صفوى » ص 418 ؛ و نيز نگاه كنيد به لكهارت ، « سپاه ايران » .